اصلاح‌ طلبی صرفا تصاحب قدرت نیست
اصلاح‌ طلبی صرفا تصاحب قدرت نیست
اصلاح طلبی یک پارادایم بزرگی است که در حوزه های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جای می‌گیرد و ضرورتاً به معنای حضور در قدرت نیست.

گفتارنامه: جهانبخش خانجانی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی و فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در گفت‌وگو با گفتارنامه، در پاسخ به این پرسش که اصلاح طلبان به فرض پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، می‌خواهند چه کاری را در سیاست خارجی انجام دهند که دولت روحانی نتوانست انجام دهد، گفت: این‌که اصلاح طلبان چه کاری می خواهند انجام دهند باید در مجمع اصلاح طلبان یا گروه هماهنگی که برای اصلاح طلبان تشکیل شده، تصمیم گرفته شود و پاسخ دهند. اما آن چیزی که برآیند دیدگاه‌های اصلاح طلبان است این‌که بر اساس قانون اساسی و سیاستهای کلی و اصولی که رهبری مشخص کردند و مبتنی بر عزت، مصلحت و حکمت است، باید راهبردی را انتخاب کنیم که کمترین آسیب در سیاست خارجی به منافع کشور وارد شود و بیشترین منفعت برای کشور و سیاست خارجی ما به‌دست آید.

وی ادامه داد: طبیعی است مبنای سیاست اصلاح طلبان جلوگیری از تنش زایی است. این سیاست کلان جمهوری اسلامی باید باشد که بتواند با جامعه بین المللی رابطه‌ای بر اساس توسعه یافتگی سیاسی و حفظ منافع ملی داشته باشد. برای این که کشوری می‌تواند در جهان امروز در عرصه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با جهان در ارتباط باشد که مسیرهای تعامل را در پیش بگیرد و نه در مسیر تقابل باشد.

این عضو حزب کارگزاران ادامه داد: آقای روحانی در دولت اول خود خوب توانست پیش برود و باید منطق کارشناسی قوی‌تری را در دولت دوم بکار می‌گرفت تا ارکان مختلف حکومت را با خود همراه نماید. مسائل سیاست خارجی مسائلی نیست که صرفاً در رسانه‌ها و بلندگوهای عمومی گفته شود. حفظ منافع ملی ایجاب می‌کند که ما برخی از سیاست‌ورزی‌های عاقلانه پنهان را لحاظ کنیم و به‌خاطر همین تعامل با ساختارهای کلان حاکمیت از جلمه رهبری و حمایت ایشان، بزرگ‌ترین عامل برای تقویت سیاست خارجی ایجاد می‌شد.

خانجانی تاکید کرد: به نظر من، در دوره دوم، آقای روحانی مثل دوره اول نتوانست آن همگرایی درون حاکمیتی را ایجاد کند. اصلاح طلبان اگر پیروز انتخابات باشند که امیدوارم چنین اتفاقی رخ دهد باید بر اساس سیاست های کلان جمهوری اسلامی، همراهی با رهبری، خط‌مشی نرمش قهرمانانه‌ای که ایشان داشتند را پیگیری کنند و سیاست آن‌ها حفظ منافع ملی و ارتقای معیشت مردم باشد.

وی با اشاره به این‌که اصلاح‌طلبان صرفاً معطوف به حضور در قدرت نیستند، تصریح کرد: اصلاح طلبی یک پارادایم بزرگی است که در حوزه های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جای می‌گیرد و ضرورتاً به معنای حضور در قدرت نیست. تقویت جامعه مدنی، تقویت نهادهای نمایندگی، تقویت حوزه عمومی، تقویت احزاب سیاسی و غیره جزء پارادایم‌های اصلی رشد اصلاح طلبی و اصلاح گرایی است اما تنها راهی که می توانید یک جامعه مدنی قوی را حمایت کنید و پارادایم های عقلانیتی را گسترش دهید حضور در صحنه های تصمیم گیری و تصمیم سازی است.

خانجانی در ادامه اظهار داشت: وقتی جامعه مدنی نوپا و غیرشکوفایی داشته باشید و بخواهید آن را حمایت کنید ضرورتاً نیاز به دولت تجددخواه و یک دولت توسعه گرا دارید. همانطور که دولت آقای احمدی نژاد به‌عنوان یک دولت ضدتوسعه و ضدتحزب مانع رشد جامعه مدنی و مانع رشد احزاب شد. دولت آقای خاتمی و آقای هاشمی به‌عنوان یک دولت تجددگرا و تجدد طلب سبب رشد حوزه عمومی و حوزه تحزب سیاسی بود. بخشی از دولت آقای روحانی هم در این چارچوب معنا می شود ولی ضرورتاً این که اصلاح طلبی را در تصاحب قدرت بدانیم، این گونه نیست ولی اصلاح‌گری بدون حفظ قدرت و بدون حضور در قدرت به نوعی بی نتیجه است و ثمره چندانی ندارد.