بگذارید اصلاح‌طلبان بازنده ملت شوند!
بگذارید اصلاح‌طلبان بازنده ملت شوند!
برخلاف میل و اقبال اقتدارگریان و طیف مسلط بر قدرت، اصلاح‌طلبان پیشرو با نگاه منتقد به قدرت به خاطر تاریخ هم که شده به عرصه قدرت سیاسی مجال تک‌بعدی و یکدست شدگی ندهند

گفتارنامه_شهرزاد جعفری رزی: “ما آخرین گروهی هستیم که با قبول و احترام به این قانون اساسی فعلی فعالیت‌های سیاسی را در چارچوب‌های قانونی دنبال کردیم. بعد از ما دیگرکسی این قانون اساسی را قبول نخواهد داشت و در درون آن فعالیت نخواهد کرد.”

این بخشی از دفاعیه مهدی بازرگان در دادگاه محاکمه رهبران حزب نهضت آزادی پیش از انقلاب است. آن روز مهندس بازرگان از موضعی اصلاح‌طلبانه به نصیحت پرداخته و در جلسه دادگاه تجدیدنظر به‌عنوان یکی از رهبران نهضت آزادی این‌چنین زبان به پند و اندرز می‌گشاید!

حضور و فعالیت اصلاح‌طلبان در عرصه قدرت سیاسی در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی اگر بر همین منوال انگاشته شود، ممانعت به هر صورت ممکن از حضور فعالان این طیف سیاسی و سخت‌تر کردن کار و فعالیت‌های سیاسی به‌خصوص با ممیزی چون نظارت استصوابی عملاً ناکار و ناکارآمد کردن اصلاح‌طلبی است و بیراه نیست اگر این‌چنین پنداشته شود که سرنوشت بازرگان و جبهه وی برای اصلاح‌طلبان امروزی نیز رقم بخورد.

آنجایی که سعید حجاریان تئوریسین مشهور اصلاح‌طلبان، در واکنش به مانور انتخاباتی برخی از اقتدارگرایان که در اظهارنظرهای جسته‌ گریخته، تمایلی آشکار بر خودمانی و غیررقابتی کردن انتخابات ریاست جمهوری دارند و از شرطی کردن حضور اصلاح‌طلبان ابایی ندارند، اذعان می‌دارد: “اگر قرار است بازنده شویم اجازه دهید بازنده ملت شویم تا پخت‌وپز مهندسی انتخاباتی شما!”

اما اگر بنا بر گشودگی و سعه‌صدر و مدارای هسته سخت قدرت است، حضور اصلاح‌طلبان در همه انتخابات‌ها اعم از ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا، ضرورتی دوچندان دارد. نه‌تنها انعطاف‌پذیری حاکمیت نظام را بیان می‌کند بلکه موجب توازن قدرت در عرصه سیاست می‌شود.

بااین‌حال به نظر می‌رسد که با توجه به اوضاع‌واحوال کشور به‌خصوص از اواخر سال ۹۶ تا بدین سوی و با نظر به عملکرد دولت دوازدهم که با سخت‌جانی در حال اتمام دوره خود است، طیف مسلط بر قدرت دیگر اشتیاقی به حضور رقیب اصلی خود یعنی طیف منتقد سیاست‌های جاری را ندارد.

شاید حضور آن را از جنبه نمایش انتخاباتی لازم بداند اما در عمل با پشتوانه تیغ تیز نظارت استصوابی هیچ‌گونه تمایل و استقبالی از این طیف به عمل نیاورده است.

از سوی دیگر پروسه انتخابات مجلس یازدهم هم مشخص کرد که ملت از هر دو طیف سیاسی قدرت دل‌زده و مأیوس شده‌اند.

موضوع دیگر نگاه برخی از فعالان طیف اصلاح‌طلبی است که سکوت و عدم مشارکت و کناره‌گیری از عرصه قدرت سیاسی را ترجیح می‌دهند و به هم طیفان خودشان نیز گاهی این نسخه را تجویز می‌کنند؛ که در این‌جا کافی است این نکته را گوشزد کرد که کمترین اثر عدم مشارکت سیاسی و کم رونق کردن انتخابات، حاصلش مجلس یازدهم است که در حال حاضر حتی ناظران نظارت استصوابی هم در کار و عمل و بعضاً سخنان شاذ برخی وکلای آن درمانده‌اند و سردر گریبانند، سوای آنکه نحوه قانون‌گذاری و نوع دغدغه و پیشنهاد‌های‌شان و حتی اظهارات سیاسی برخی از این نمایندگان تا چقدر بر سرنوشت ملت اثرات دردناکی گذاشته است.

فلذا برخلاف میل و اقبال اقتدارگریان و طیف مسلط بر قدرت، اصلاح‌طلبان پیشرو با نگاه منتقد به قدرت به خاطر تاریخ هم که شده به عرصه قدرت سیاسی مجال تک‌بعدی و یکدست شدگی ندهند بلکه با حضور در انتخابات و طرح گفتمان اصلاحات در چارچوب قانون، اصلاح‌طلبی را به خصیصه مسلط مبدل کرده و اگر با مقاومت توسط هسته سخت قدرت مواجه شد، در متن جامعه آن را پیگیری کنند.